بسم الله الرحمن الرحیم
فرض کنید در شبانگاهی تو را به خانه ای تاریک و پراز جواهرات می برند و فقط یک شمع به دست تو می دهند و به تو می گویند تا فردا صبح مهلت داری جواهرات کل خانه را جمع آوری کنی . تو با آن نور ضعیف شمع فقط می توانی جلوی پای خودت را ببینی ، لذا هی شمع را به زمین نزدیک می کنی و با خوشحالی قطعه ای از جواهرات را بر می داری .
اگر عقل و فهم در تو بالا باشد ، می فهمی که با این نور شمع اول باید دنبال کنتور برق بگردی؛ کنتور را که بزنی ، به تمام اتاق ها اشراف داری و می توانی به کل جواهرات دست پیدا کنی . اما اگر بدون تدبیر بخواهی فقط به این نور شمع اکتفا کنی ؛ فقط تا وقتی که شمع روشن است می توانی جواهرات برداری ، به محضی که شمع خاموش شد تو می مانی و.....
خداوند مهربان انسان را آفرید و به اسفل السافلین آورد و به او عمر محدودی عطا کرد ؛ تا خود در خود کنکاش کند و گنج درونش را بیابد حال اگر ما سرمایه ی عمرمان را شمع فرض کنیم و....
در ادامه مطلب باما همراه باشید..
برچسبها:


















